|
ღ.•**•.دل عاشق.•**•.ღ |
|
ღ.•**•.ღعاشقی صد تا بهونه دارهღ.•**•.ღ |
--with the best wishesfor you-- دردم از یار است ودرمان نیز هم دل فدای او شد جان نیز هم... I Love You... تاحالا شده عاشق بشی دلت واسش تنگ بشه ولی نتونی ببینیش... تا حالا شده تمام شب واسه خاطرش گریه کنی... تا حالا شده دلت بخواد تا صبح به یادش بیدار بمونی... تا حالا شده رفتن تنها عشق زندگیت رو تماشا کنی بدونه اینکه بخوای بره...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/26ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط نادر |
اگر عاشق کند کاری دل معشوق شود خالی تمام آدما رفتند در این دنیای فانی امید وارم من بمیرم در این دنیای طوفانی تمام عالم و آدم در این دنیا مست هستند من عاشق غریب عشق در این عالم بی وفای معنی اندر چون شود جوش عشق تمام عالم و آدم شوند داوطلب عشق عاشق بی انتها در این دنیا کم است عشق واقعی در این دنیا مسخره است عشق را گویم مسخره بازی چون همه عاش اند اما دروغکی دروغکی عاشق بودن بد است عاشق اگر با عشق معشوق بمیرد کافیست
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/21ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط نادر |
دلم از خيلي روزا با کسي نيست تو دلم فرياد و فرياد رسي نيست شدم اون هرز گياهي که گلا پرپر دستهاي خار و خسي نيست ديگه دل با کسي نيست ديگه فرياد رسي نيست آسمون ابري شده ديگه خار و خسي نيست 
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط نادر |
وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت التماس را توی چشمام دید و رفت با همه خوبیهام بی وفا رنگ غم به زندگیم پاشید و رفت دیگه دل از همه دنیا سرده کی میگه گریه دوای درده بعد از اون چشم من دیگه خواب نداره بس که گریه کردم چشام آب نداره هر چی من بگم باز تمومی نداره از غم و غصه هام که حساب نداره چه کنم ای خدا با دل شکسته چه کنم با دلی که ز خون نشسته میدونست مهرشو با جونم خریدم اما از عشق اون جز ریا ندیدم .....

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/08/01ساعت 5:42 بعد از ظهر توسط نادر |
منم یک قلبم ، که هنوز میزنه برای عشقت زندگیشو جاگذاشته پی ماجرای عشقت قلبم میزنه برای عشقت تویک اسمی که همیشه میمونه تو خاطرتم توگذشتی و پریدی من هنوز تو ماجراتم من یک دلداده خسته تو کتابای نبسته تویی عکس یه عروسک که تو آینه نشسته کاش دلش نیازمونه برای ما کم بذاره کاشکی دنیا ما دوتارو سر راه هم بذاره دوستت دارم عزیزم N.N
+ نوشته شده در شنبه 1387/04/15ساعت 0:40 قبل از ظهر توسط نادر |
مادرم روزت مبارک روز تموم مادرهای دنیا مبارک مادرم کاسه ی چشمم فدایت میان هردو چشمم جای پایت از ان ترسم که غافل پا نهی تو نشیند گرد مژگان به پایت 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/04ساعت 2:44 قبل از ظهر توسط نادر |
دلم مي خواهد گريه كنم به حال زار اين دلم
دلم مي خواهد داد بزنم واسه رهايي از خودم
دلم مي خواهد پر بكشم به آسمون سفر كنم
روي ابرها بشينم به آدما نظر كنم
دلم مي خواهد داد بزنم همه جا فرياد بزنم
بگم ستاره گم شده خاموش و بي صدا شده
از عشقش جدا شده تازه مثل ما شده
بي نور و بي صدا شده داره هق هق ميكنه
اونم مي خواهد گريه كنه از اين دل بي همزبون
پيش خدا شكوه كنه آره دلش گرفته
مثل من سرشتش طالعش شوم شوم
اين دلش پر ز خون ميگن بهش غصه نخور
اينم يه جور حكمت حكمت اوني كه هميشه
بالا تر از ابر من داره ما رو ميبينه
واسمون اشك ميريزه ميگن طاقت نداره گريمون و ببينه
اونه كه مي دونه ما داريم فنا ميشيم
توي راه عاشقي مثل اون خدا ميشيم
اگه اين كفر ما مي خوايم كافر بشيم
توي اين دنيا ما مي خوايم عاشق بشيم
+ نوشته شده در شنبه 1387/03/25ساعت 1:30 قبل از ظهر توسط نادر |
گريه كن عزيزم اما نه فقط واسه خودت واسه اينكه نميشه ديگه بيام تولدت گريه كن جدايا ما را رها نمي كنن گريه كن حالا حالا بايد از هم جدا باشيم بشينيم منتظر معجزه ي خدا باشيم گريه كن منم دارم مثل تو گريه مي كنم به خداي آسمونامون گلايه ميكنم گريه كن سبك مي شي روزاي خوب يادت مياد گرچه تو تقويمامون نيستن اون روزا زياد گريه كن براي رويايي كه قسمت نميشه يه شبم سر خدا واسه ما خلوت نميشه 
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/15ساعت 1:1 قبل از ظهر توسط نادر |
مي خوام از تو بنويسم قلمم نمي نويسه كاغذ نامه ديشب هنوز از اسم تو خيسه وقتي ازتو مينوشتيم خونه هامون بركت داشت ثابته ميگن ستاره با تو انگار حركت داشت يكي بود دوتا شديم و بقيه هنوز نبودن عمر عاشقي سر اومد چقدر آدما حسودن يه روز من كه نبودم اومدن قلب تو بردن چشات ازبس ساده بودن گول اونحرفارو خوردن آخرين باري كه ديدم توي چشمات خط خطي بود جاي خال تو شهر گونه ت عكس بي معرفتي بود
+ نوشته شده در جمعه 1387/02/06ساعت 0:58 قبل از ظهر توسط نادر |
دیشب شب رویای تو بود و تو نبودی در گوش من آوای تو بود و تو نبودی دل به زیر لب آهسته تمنای تو می کرد در حسرت ایمای تو بود و تو نبودی نقاشی دریا که کشیدم تک و تنها محتاج تماشای تو بود و تو نبودی آن عطر قلم جوهرعشق و دل رسوا خواهان هوسهای تو بود و تو نبودی صد قافیه زد دل به هوای سر کویت دل" وسعت دریای تو بود و تو نبودی دیشب که گل از آینه ی ماه گل انداخت در فکر تمنای تو بود و تو نبودی 
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/27ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط نادر |
عیدتون مبارک امید وارم که همیشه سبزسبزباشید پرسيد که چرا دير کرده است ؟ 
نکند دل ديگري اورا اسير کرده است ؟
خنديدم و گفتم او فقط اسير من است
تنها دقايقي چند تاخير کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شايد موعد قرار تغيير کرده است
خنديد به سادگيم آينه و گفت
احساس پاک تورا زنجير کرده است
گفتم ار عشق من چنين سخن مگوي
گفت : خوابي سالها دير کرده است
در آيينه به خود نگاه ميکنم آه
عشق او عجيب مرا پير کرده است
راست گفت آيينه که منتظر نباش
او براي هميشه دير کرده است
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/12/26ساعت 1:6 قبل از ظهر توسط نادر |
آن روز که از کوچه گذشتی به تو گفتم دلداده ام و مست و خرابم ساقی به شرابم نظری کن من آبی آبم خوشحالی نابم بر قحطـی خوابـم نظـری کـن اما نظـری نه ، گـذری نه 
آن روز که از کوچه گذشتی به تو گفتم
آن روز گذشـت و تو گذشـتی
خبــری بپرس از این حال خرابــم
ای وای اگر
بـاز نبینم شوقی ز نگاهت
اگر باز نبینی رنگی به شرابــم
نفـــرین بـه تــو و حـــال خرابـــم
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/12/20ساعت 1:33 قبل از ظهر توسط نادر |
توي آسمون دنيا هرکسي ستاره داره چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره هر گل پژمرده اي رو تو کوير سينه کاشتن تا دم لحضه آخر شعر تنهای بخونم 
واسه من تنهايي درده، درد هيچکس رو نداشتن
ديگه باور کردم اين بار که بايد تنها بمونم
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/09ساعت 2:17 قبل از ظهر توسط نادر |
به ياد تو نشسته در غروب بي كسي! كسي كه مدام مي گويد چرا نمي رسي؟ در غربت غريب جمعه… صدايت مي زنم با قلبي شكسته تو را اي عشق در دلها نشسته تو تصوير تمام عشق هايي تو را مي جويد اين چشمان خسته از كوچه هاي تنگ دل گذر مي كنم… با ياد تو و عطري كه مرا تا آستانه ي انتظار مي رساند با دلي كه از فراق تنگ است و چشماني كه با باران همرنگ است. اي آسماني ترين مرد زمين! نيامدي و بي تو ساكن كوچه هاي غربت و شب هاي بي غزل شده ام . اي صاحب ِ انتظار دل! اي كه از شرقي ترين گوشه ي آيينه مي آيي! تو را با تمام دلتنگي ها چشم در راهم… 
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/12/06ساعت 1:46 قبل از ظهر توسط نادر |
بی خدا حافظی رفتی تا من از غصه بپوسم
بمونم با خاطراتت تا لب مرگو ببوسم
رفتی با اونکه میخواستی عهد و پیمونتو بستی
من و تو قفس نشوندی...پر و بالمو شکستی
دیگه من از غصه پوسیدم بیا
لب مرگو بی تو بوسیدم بیا
زیر لب زمزمه های بی صداتو میشندیم
نفرت و کینه عشقو توی چشم تو میدیدم
میدونستم که دل تو پیش من نیست جای دیگست
به هوای پر کشیدن توی یه دنیای دیگست
دیگه من از غصه پوسیدم بیا
لب مرگو بی تو بوسیدم بیا
زیر لب زمزمه های بی صداتو میشندیم
نفرت و کینه عشقو توی چشم تو میدیدم
میدونستم که دل تو پیش من نیست جای دیگست
به هوای پر کشیدن توی یه دنیای دیگست
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/29ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط نادر |
بمیرد آنکه غربت را بنا کرد مرا ازتو تورا ازمن جداکرد گفتم تو بگو که من چه بایدبکنم آن چیست بگو که من نباید بکنم گفتم بنویس، چه ساکتی دیر شده گفت دیر نگو، بگو زمان پیر شده بعد از اين عشق به هر عشق جهان مي خندم هر که آرد سخن از عشق به آن مي خندم روزي آن قدر دلم سوخت که خاکستر شد بعد از اين سوز به سوز دگران مي خندم خنده ئ تلخ من از گريه غم انگيزتر است کارم از گريه گذشته است به آن مي خندم
+ نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 1:58 قبل از ظهر توسط نادر |
تو اين دل شکسته ، ياد تو تنها مونده اندوه رفتن تو خاطرمو ، سوزونده تو آسمان قلبم ، تويي تو ، تک ستاره تويي که با تو ميشم ، يه فرصت دوباره تمام آرزوهام ، بي تو فقط سرابه از وقتي که تو رفتي ، خونه دل خرابه خوب مي دونمکه ديگه آخر خط رسيدم از با تو بودن فقط يه دنيا ، غصه ديدم دلم شکسته اما فرقي برات نداره شبهاي غربت من ، خالي شد از ستاره 
+ نوشته شده در جمعه 1386/11/26ساعت 2:12 قبل از ظهر توسط نادر |
چه زیباست بخاطر تو زیستن وبه عشق تو سوختن دور از توبودن، برای تو گریستن ای کاش می دانستی بدون تو بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست
وبرای تو ماندن بپاید تو مردن
وچه تلخ وغم انگیز است
و به عشق و دنیای تو نرسیدن
مرگ گواراترین زندگیست
زندگی چه تلخ وناشکیباست
وای کاش میدیدی قلبی راکه فقط برای تو می تپد
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/11/23ساعت 1:31 قبل از ظهر توسط نادر |
حرفای آخرهمیشه مزه ی بارون می گیره خدا کنه که هیچ شبی دل عزیزت نگیره با اونکه عشق من وتو طعمه ی تلخیا شده اما گذاشتمش کنار حسرت یه کاربی خوده خدا کنه پیدا کنی کسی که باشه لایقت امیدوارم عروسکت باشه همیشه عا شقت جایی که داشتی تو دلم ، دیگه به هیچ کس نمی دم
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 0:53 قبل از ظهر توسط نادر |
از اول هم من و تو ما نبودیم من و تو مال یک دنیا نبودیم از اول هم تو اون سر در گمی ها می گفتیم با همیم اما نبودیم تمومش کن بیا از هم جدا شیم بیا اینقدر تکراری نباشیم تمومش کن تا همینجا تو یه لحظه از این تنهایی با هم رها شیم تمومش کن ته این جاده بسته تهش ماییم که قلبامون شکسته بگو اینجا کجای قصه ماست نگا کن اول راهیم و خسته نترس از اینکه حرفام دلنشین نیست تموم سهم ما از عشق این نیست ما عشق اول هم بودیم اما همیشه عشق اول بهترین نیست 
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/11/21ساعت 2:3 قبل از ظهر توسط نادر |